مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
469
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
داستان حزقيل گويند وى حزقيل بن دحنه [ 1 ] بود فرزند بور و او پيامبر قومى است كه خداوند تعالى فرمود : « مگر نديدى آنها را كه از بيم مرگ از ديار خويش بيرون شدند و هزاران بودند » ( 2 : 244 ) تا پايان آيه . گويند قومى بودند كه از جنگ با دشمن گريزان شدند . سدى گويد كه ايشان از طاعون گريزان شدند و سى و اند هزار بودند و در كتاب معانى موارد اختلاف اين داستان بيان شده است . داستان شمويل بن هلقانا نام او به عربى اشمويل است . وى پيامبر قومى است كه خداى عز و جل فرموده : آيا نديدى آن گروه از بنى اسرائيل را كه پس از موسى به پيامبر خويش گفتند : « پادشاهى براى ما نصب كن تا در راه خدا پيكار كنيم » ( 2 : 247 ) و بنى اسرائيل را تابوتى بود كه به ارث از پيامبران بديشان رسيده بود و بدان تبرك مىجستند و بدان بر دشمنان پيروزى طلب مىكردند . پس عمالقه بر ايشان چيره شدند و نيرو و توانايى ايشان از ميان رفت و از شمويل خواستار شدند تا پادشاهى براى ايشان برانگيزد كه به همراه ايشان پيكار كند . پس طالوت پادشاه ايشان شد و او از سبط ابن يامين بود و ايشان از پذيرش وى و اقرار به او سر باز زدند و خواستار نشانهاى شدند . پس پيامبر ايشان گفت : نشان وى اين است كه تابوت را براى شما مىآورد و او تابوت را به كمك و يارى فرشتگان آورد و به وسيلهء آن بود كه طالوت با دشمن ايشان جنگ كرد و داود جالوت را كه سركردهء عمالقه بود كشت . و ايشان را هزيمت داد و آنچه از اسيران كه در دست ايشان داشتند همه را رهايى دادند . داستان الياس گويند الياس بن العادر از فرزندان يوشع بن نون است و ابن اسحاق مىگفت وى الياس بن يسى از فرزندان هارون بن عمران بوده است . او را الياس و الياسين و اذرياسين مىخوانند و ذو الكفل نيز هم اوست . خداوند او را بعد از حزقيل در برابر پادشاهى در بعلبك
--> [ 1 ] گويا متن افتادگى دارد ، در المعارف ، ص 51 ، حزقيل بن بوذى ضبط شده است .